تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
61
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
اين بدن است ، تلقّى به قبول نكرده و صدر الكفرهاش خواندند . و بالجمله : اين تهيؤ از حيث امكان و قابليتش براى « مستعد له » امرى بالقوه است . سپس مرحوم سبزوارى با آخوند مناقشه در مثال نموده ؛ چون آخوند رحمه الله در اسفار فرموده : امكان استعدادى از جهتى بالفعل و از جهتى بالقوه است و منى اگر چه بالقياس به حصول صورت انسانيه براى آن بالقوه است و لكن بالقياس به نفسش كه صاحب صورت منويه است بالفعل است . پس ناقص الانسانيه و تام المنويه است ، به خلاف امكان ذاتى كه امر سلبى محض است و براى آن معناى متحصلى نيست . « 1 » مرحوم سبزوارى مىگويد : شايد مراد ، تنظير است . « 2 » به اين معنى كه آنچه در قوه و تهيؤ مىگوييم كه از جهتى فعلى و از جهتى بالقوه است مانند و نظيرش همان مثالى است كه ذكر كرديم . يا مراد اين است كه چون عرض ، خصوصاً كيفيت استعداديه ، در فعليت و قوه تابع موضوع خودش است و موضوع امكان استعدادى مركب از فعليت و قوه است پس امكان استعدادى از جهتى فعلى و از جهتى قوه است به خلاف امكان ذاتى ؛ زيرا موضوع آن يعنى ماهيت ، حتى در وجود و عدم فعلى نيست ، پس قوهء صرفه است . خلاصه بايد نظر آخوند به يكى از دو وجه باشد چون كلام در امكان استعدادى است نه در موضوع استعداد مانند نطفه . فرق ديگر اين است كه : امكان ذاتى از دو جهت به منزلهء اصل و ريشه براى امكان استعدادى است : يكى اينكه : امكان استعدادى كأنّه امكان ذاتى با زيادهء اعتبار وجودى است . و ديگر آنكه : امكان ذاتى منشأ امكان استعدادى است ؛ چون طبق قاعدهء « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » عقل اول از مبدأ اول اعلى صادر شده و به حكم قاعدهء فوق نيز ، بايد از او هم واحد صادر شود و هكذا .
--> ( 1 ) - اسفار ، ج 1 ، ص 234 . ( 2 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 78 ؛ اسفار ، ج 1 ، ص 234 ، تعليقهء 1 .